السيد الخميني

16

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

خالى كنند . ديگر چهار نفر آدمى كه معلوم نيست اصلًا به مسجد و به اسلام و به اينها اعتقادى داشته باشد ، يا معلوم است كه ندارد ، امام جماعت ايستاده آنجا نماز مىخواهد بخواند ، اين هم چند نفر برمىدارد مىآيد آن طرف ، يكىشان مىايستد جلو ، باقىشان نماز مىخوانند . اين نماز نيست . با اين نماز مىخواهند اسلام را بشكنند . روحانيون بايد حفظ حيثيت خودشان را بكنند و خداى نخواسته كارى نكنند كه بين ملت يك طور ديگرى وجههء روحانيت نمايش داده بشود . مردم موظفند كه مساجد خودشان را ، مراكزى كه مربوط به روحانيت است حفظ كنند . همان نقشهء زمان رضا خان الآن شروع شده است . آن وقت هم يكى يكى آمدند ، كم كم ، كم كم آمدند وارد شدند . شعراى آنها شروع كردند به شعر گفتن : « تا آخوند و قجر هست در اين مملكت ، اين كشور دارا به جايى نمىرسد » . شاعرشان اين طور مىگفت . حالا من شعرش را نمىخواهم بخوانم . مقالاتى كه مىنوشتند مقالاتى بود كه به ضد روحانيت بود . و آن وقت با كمال وقاحت مىنوشتند و تبليغات مىكردند . همهء گروهها را وادار كرده بودند كه به ضد اين طايفه وظايف خودشان را انجام بدهند ؛ يعنى وظايف انگليسها را آن وقت . اصلًا رضا خان را آورده بودند براى اينكه ، اين را تشخيص داده بودند كه يك آدم قلدرى است ، و اول هم يك نفر روزنامه نويس را ، « سيد ضياء » « 1 » را همراهش آوردند ، و بعد هم او را بيرونش كردند و خود اين را گذاشتند كه يك آدم قلدرى است ، مىتواند كارها را انجام بدهد . اولًا سواد ندارد ، مراتب چيزهاى سياسى را نمىداند ، و ثانياً آدم قلدرى است ، هر كارى به او بگويند مىكند . اين در آن وقت آن نقشه‌اى [ بود ] كه آنها كشيده بودند ، و احتياط اين بود كه مبادا آخوندها يك كارى بكنند . حالا كه ديدند آخوندها با دعوت خودشان و

--> ( 1 ) - سيد ضياء الدين ، روزنامه‌نگار و مدير روزنامهء رعد ، كه با حمايت انگليسها و به راهنمايى « آيرون سايد » ژنرال انگليسى ، رضا خان ميرپنج ( فرماندهء بريگارد قزاق ) قزوين را براى حمله به تهران آماده كرد . كودتاى سيد ضياء و رضا خان در 3 حوت ( اسفند ) 1299 روى داد و احمد شاه قاجار به علت ضعف و زبونى بيش از حد ، تسليم كودتاچيان شد . سيد ضياء به نخست‌وزيرى رسيد ، اما بعداً رضا خان با قلدرى ، او را كنار زد و خود به مقام رياست الوزرايى رسيد و هنگامى كه احمد شاه در اروپا بود با ترفند فراوان ، موفق به تشكيل مجلس مؤسسان ساختگى و اضمحلال سلسلهء قاجار شد و خود به عنوان نخستين پادشاه سلسلهء پهلوى به تخت سلطنت نشست .